خرید بک لینک

الکل های خونی

و خون های الکی

بر زخم های آغشته از کهنگی

نا محرم اند

شاید تو بدانی که من آنقدر ها هم عاشقت نبوده ام

در این زمانه که مستی

خون طلب میکند

و سیگارها فقط در انتظار دود میشوند.

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 14:32

یک ماه تمام است صبح ها خواب نما شده بیدار میشوم. نمیدانم چند دقیقه یا چند ده دقیقه روی تخت مینشینم. به سایه محو پرده روی میز و گلدان نگاه میکنم. به تاریک و روشنای شش صبح زمستان، بعد بلند میشوم در رخوت

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 14:32

سلطان انتخاب، پروین این عکس را ببینید. یوسف اعتصام آشتیانی معروف به اعتصام الملک است. که از خانواده ای فراهانی در تبریز چشم به جهان گشود. ادیب، مترجم و موسس اولین چاپ خانه مدرن در شهر تبریز است. در بزرگی و تاثیر اون

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 14:32

دنده را سبک نمیکنم. صدای اعتراض موتور خاتون را میشنوم. هوا آلوده است. جای سوزن هنوز روی دستم گزگز میکند. داریوش ترانه ای از جنتی عطایی را میخواند: "با دژخیمان، اگر شکنجه، اگر بند است و شلاق و خنجر، اگ

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 30 دی 1398 ساعت: 20:36

امروز بعد از تقریبا دو ماه از توصیه آن دوست و استاد عزیز فیلم رضا را دیدم. اولین ساخته بلند #علیرضا_معتمدی در مقام نویسنده و کارگردان و بازیگر نقش اول. فیلم داستان مردی بنام رضا را روایت میکند که در ز

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 30 دی 1398 ساعت: 20:36

هوشنگ گلشیری در مراسم دفن #محمد_مختاری در آن سال کذایی که کانون نویسندگان سیبل ماشین های ترور حاکمیت بود و سعید امامی ها و علی فلاحیان ها وقیحانه در حال جولان دادن بودند، یک سخنرانی تاریخی در امامزاده

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: دوشنبه 30 دی 1398 ساعت: 20:36

شش صبح بیدار شدیم. خوب خوابیده بودم. بچه ها میگفتند با پیمان خُر و پُف میکردید. محتمل بود چرا که کیسه خواب بالش ندارد. ارتفاع سر که به هم بخورد خر و پف محتمل است. فقط یه لبخند تحویلشان دادم و از تکنیک

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: جمعه 9 فروردين 1398 ساعت: 22:04

از آنجا که در پنجاه متری نصیر الملک اقامت داشتیم به سرمان زده بود صبح قبل از ترک شیراز سری به نصیر الملک بزنیم و از نقش رنگی افتاده روی قالی های لاکی رنگش کیفور شویم. این شد که کوله ها بستیم و توی ات

برچسب: نویسنده: نیما رستگار تاريخ: جمعه 9 فروردين 1398 ساعت: 22:04

صفحه بندی